تبليغاتX
شبهای نیلوفری
برای شاد بودن باید ذهنی شاد داشت !
 برای شاد بودن چه می کنید ؟ مجلات فکاهی و خنده دار می خوانید ؟ به برنامه های طنز رادیو گوش می دهید یا فیلم های کمدی تماشا می کنید ؟ شاید با حضور در کنار چند دوست خوش ذوق ، جریان انرژی شادی را در رگهای خود جاری سازید ؟

چرا به محض این که مجله فکاهی در کنارمان نیست و فیلمی کمدی برای تماشا نداریم و یا رادیو برنامه طنز شاد ندارد ، بی حال و افسرده می شویم ؟ روحیه کسالت که بیشتر اوقات خودش را در بدن ما جا می دهد از کجا می آید و این افسردگی و کسلی چرا باید این قدر از وقت و انرژی و افکار ما را به سمت خود جذب کند ؟ این همه غصه و غم و اندوه چه فایده ای دارد ؟ اصلا چرا باید باشند و به چه دردی می خورند ؟

انسان شاد چه مشکلی دارد که خیلی ها از آن ناراحت هستند و سعی می کنند با هزار دلیل منطقی و غیر منطقی او را به یک انسان افسرده تبدیل کنند ؟ چه وقت یک شخص شاد می شود و از همه مهم تر تحت چه شرایطی به شادمانی ماندگار و ابدی دست می یابد ؟

حقیقت این است که لبخند اولین نشانه شادمانی و سرور نیست بلکه آخرین نقطه است و قبل از این که لبخندی بر لبان شخصی ظاهر شود ، هزاران اتفاق شاد در درون فکرو جسم و روح او رخ می دهد و خنده واقعی زمانی بر لب ها می نشیند که چشم ها نیز به دنبال آن برقی خاص پیدا می کنند و همه اندام انسان ژست شادی و سرور را به خود بگیرند .

اگر می بینید بلافاصله بعد از اتمام یک سریال طنز خنده از لبان مان دور می شود و در لاک خود فرو می رویم و در چرخه های غم افزای فکر و خیال اسیر می شویم ، دلیلش چیزی نیست جز این که ذهن ما غمگین بودن را انتخاب کرده است و به راستی وقتی خاطر و ذهن انسان غمگین باشد ، چگونه می توان انتظار داشت که این انسان موج خوشحالی و سرور را از وجود خود به سمت دیگران ارسال کند ؟

ذهن انسان زمانی به شادی می رسد که دلیلی برای نگرانی و غم پیدا نکند و به خاطر از دست دادنی های گذشته و حال و آینده خود غصه دار نباشد . حال سوال این است که چگونه می توان به ذهنی آرام  و شاد و فارغ از نگرانی دست یافت و زندگی را همان طوری که هست یعنی مملو از سرور و شادی تجربه کرد ؟ جواب این سوال در گرفتن سر نخ و سر رشته های خیالات از دست ذهن و سپردن همه آن ها به دست موجودی است که در عالم ، کامل ترین و بزرگ ترین است و او کسی جز خالق کاینات نیست .

کمی به دعاهای ادیان و مذاهب مختلف دقت کنید و ببینید خالق هستی را قبل از بر زبان آوردن دعا به چه شکلی یاد می کنند . در همه دعاها او را بزرگ ترین ، دانا ترین ، تواناترین ، قادر ترین ، مسلط ترین موجود می خوانند و و قتی به این اطمینان قلبی دست یافتند که در حال صحبت با موجودی ورای انسان ها و ابزارها و قدرت های زمینی و مادی هستند ، آن گاه درخواست و نیاز خود را به خالق هستی عرضه می کنند و با چشمانی پر امید و مطمئن از اجابت خواسته به آرامش و شادمانی دست می یابند .

شما هم از این به بعد هر وقت دچار دلشوره یا غم شدید که مانع از خندیدن و شاد بودن شما می شود ، بلافاصله و بدون این که  با اطرافیان مشورت کنید در درون خود با خالق کاینات مشغول صحبت شوید و او را با بهترین و کامل ترین و بی نظیر ترین صفات بخوانید و بعد کنترل همه امور زندگانی خود را یک جا و دربست به او بسپارید واو را وکیل تام الاختیار و قابل اعتماد همه امور زندگی خود قرار دهید . به محض این که با خالق کاینات ارتباط درونی برقرار می سازید موجی نامریی از آرامش و اطمینان و شادمانی وجودتا ن را در بر می گیرد و احساس رهایی به یک باره بر تمام جسم و روح شما حاکم می شود ولبخندی عمیق و زنده بر لبا ن شما نقش می بندد.  لبخندی که هر که ببیند بی اختیار آرام می شود و ذهن آرام  و شاد پشت این لبخند را تحسین می کند . همین الان آن گفت و گوی ساده و آرام بخش را تمرین کنید . از قدرت اعجاز آور آن یکه خواهید خورد . این را از لبخند ناخودآگاه خود خواهید فهمید !

 ( برگرفته از مجله موفقیت ؛ بهمن 86 )

 

نوشته شده توسط نیلوفر . م در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 22:10 | لینک ثابت |