
معنی واژه ها :
لیبرال :
آزادی خواه ، آمریکایی ، بی ناموس ، نامرد ، وطن فروش ، به عنوان اتهام برای از بین بردن مخالف استفاده می شود .
ضرب المثل عامیانه : لیبرال لیسانسه است ، لیسانسه فرانسه است .
مجازاً به جای پدر سوخته و نامرد در حوالی دامغان مستعمل بوده .
آزادی :
شهر فرنگ سابق ، شهیاد سابق ، آیزنهاور سابق ، نام یک سیگار ایرانی در گذشته ، نام یک مجسمه در آمریکا ، حریّت ، چپ ها آن را قبیح شمرده و راستها آن را شیطانی دانسته اند . تا قبل از پیروزی هر انقلابی محترم است ، غیر قابل اجرا ، جهت نطق های انتخاباتی قابل استفاده است .
ضرب المثل : یکی را با پیرهن آستین کوتاه به تلویزیون راه نمی دادن ، سراغ نهضت آزادی رو می گرفت !
روشنفکر :
بد ، بی تربیت ، بی پدر و مادر ، فاسد ، نامرد ، هر کس که غسل نکند ، کتاب بخواند ، بی غلط انشا و املا کند ، در ممالک فرنگ اول بار کشف شد ، منور الفکر ، کنش پذیر ، مخالف یوسفعلی میر شکاک فرنگی ، بالاتر از دیپلم .
گفتمان :
مذاکره ؛ معانقه ؛ مصاحبه ؛ مخصوص جامعه مدنی است . برای آدم های بیکار و بلا تکلیف بخصوص رؤسای جمهور فایده دارد .
بیت : گفتمان آمد دلیل گفتمان چون که کارَت نیست از آن در نمان
لق لقه زبان ، برای دفع مشت محکم دوای مجرب است .
ضرب المثل : آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی .
تمدن :
شهر نشینی ؛ برج سازی ؛ آسفالت ؛ افتتاح کند ؛ دروازه آن معروف است .
انواع بزرگ و طلایی دارد . اختلاس ؛ هر وقت نام آن را زیاد ببرند یعنی یک اشکالی در یک جایی موجود است .
روزی صد دفعه ذکر آن برای دفع فشار اقتصادی مفید است .
ضرب المثل عامیانه :
با سخنرانی کردن دهن شیرین نمی شود .
غربزده :
پدر سوخته ؛ فرنگی مآب ؛ سوسول ؛ فکل کراواتی ؛ مموش ؛ تمیز باشد ؛ هر کسی از ما خوشش نیاید ؛ نوع مضاعف ایجابی آن مشهور است . ( ر . ک . ا . ف )