تبليغاتX
شبهای نیلوفری
طنز : فرهنگ بعضی لغات ( بر گرفته از کتاب ستون پنجم )

                                                          معنی واژه ها :

 

لیبرال :

آزادی خواه ، آمریکایی ، بی ناموس ، نامرد ، وطن فروش ، به عنوان اتهام برای از بین بردن مخالف استفاده می شود .

ضرب المثل عامیانه : لیبرال لیسانسه است ، لیسانسه فرانسه است .

مجازاً به جای پدر سوخته و نامرد در حوالی دامغان مستعمل بوده .

آزادی :

شهر فرنگ سابق ، شهیاد سابق ، آیزنهاور سابق ، نام یک سیگار ایرانی در گذشته ، نام یک مجسمه در آمریکا ، حریّت ، چپ ها آن را قبیح شمرده و راستها آن را شیطانی دانسته اند . تا قبل از پیروزی هر انقلابی محترم است ، غیر قابل اجرا ، جهت نطق های انتخاباتی قابل استفاده است .

ضرب المثل : یکی را با پیرهن آستین کوتاه به تلویزیون راه نمی دادن ، سراغ نهضت آزادی رو می گرفت !

روشنفکر :

بد ، بی تربیت ، بی پدر و مادر ، فاسد ، نامرد ، هر کس که غسل نکند ، کتاب بخواند ، بی غلط انشا و املا کند ، در ممالک فرنگ اول بار کشف شد ، منور الفکر ، کنش پذیر ، مخالف یوسفعلی میر شکاک فرنگی ، بالاتر از دیپلم .

گفتمان :

مذاکره ؛ معانقه ؛ مصاحبه ؛ مخصوص جامعه مدنی است . برای آدم های بیکار و بلا تکلیف بخصوص رؤسای جمهور فایده دارد .

بیت :  گفتمان آمد دلیل گفتمان    چون که کارَت نیست از آن در نمان

لق لقه زبان ، برای دفع مشت محکم  دوای مجرب است .

ضرب المثل : آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی .

تمدن :

شهر نشینی ؛ برج سازی ؛ آسفالت ؛ افتتاح کند ؛ دروازه آن معروف است .

انواع بزرگ و طلایی دارد . اختلاس ؛ هر وقت نام آن را زیاد ببرند یعنی یک اشکالی در یک جایی موجود است .

روزی صد دفعه ذکر آن برای دفع فشار اقتصادی مفید است .

ضرب المثل عامیانه :

با سخنرانی کردن دهن شیرین نمی شود .

غربزده :

 پدر سوخته ؛ فرنگی مآب ؛ سوسول ؛ فکل کراواتی ؛ مموش ؛ تمیز باشد  ؛ هر کسی از ما خوشش نیاید ؛ نوع مضاعف ایجابی آن مشهور است . ( ر . ک . ا . ف  )

نوشته شده توسط نیلوفر . م در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 2:9 | لینک ثابت |