
هیچ کس برای دوست داشتن پیر نیست
با پیر شدن کمتر انتظار لذتهای جوانی را داریم . شاید برداشت ما از پیری نگرانمان می سازد . احساس من می گوید این پیری و مرگ نیست که ما را می ترساند ، بلکه امکان تنها شدن و مورد بی مهری قرار گرفتن است که باعث هراس ما می گردد . آنچه ما را می ترساند این است که روزی ، کسانی که دوستشان داریم با ما برنامه ریزی نکنند ، بلکه برای ما برنامه ریزی کنند . کم شدن موها ، چروکیده شدن پوست و گامهای آهسته دلایل واقعی برای ترس از پیری نیست ، حقیقت این است که امکان از دست دادن عشق مارا می ترساند .
لازم نیست دوران پیری ما بالش خاطرات انبار شده عشقی باشد که در روشنی پس از غروب یک عمر زندگی کامل بتوان روی آن آرمید . ما همچنان عاشقانی با همان نیازهای همیشگی باقی می مانیم ، هر چند ظاهرمان چیز دیگری بگوید . ما تا لحظه مرگ به دوست داشتن و دوست داشته شدن نیاز داریم .
" تازمانی که انسان بتواند ستایش کند و دوست بدارد جوان می ماند . " )پابلو کاسالز (

تحسین دوست داشتنی
مارک تواین گفته است که او با یک تحسین تا دو ماه سرحال بود و خوب کار می کرد . بهترین تعریفی که تا کنون شنیده ام از ژوزف چائوت سفیر سابق انگلستان بوده است . وقتی که از او پرسیده شد اگر پس از مرگش دوباره به زمین بازگردد می خواهد جای چه کسی باشد ؟ او بدون لحظه ای درنگ پاسخ داد : " شوهر دوم خانم چائوت " .
تقریبا همه ما تشنه ستایش هستیم و دوست داریم بهترین تعریفها را بشنویم و می خواهیم که دوستمان بدارند . ما نیاز داریم دیگران توان ما را تشخیص بدهند و یا حتی در مواردی که کمی به پشتگرمی نیاز داریم یاریمان دهند . صادقانه تعریف کردن ساده است و خرجی هم بر نمی دارد ، اما نبایستی آن را دست کم بگیریم .
" تحسین تنها یک انسان هم اثر بسیار زیادی دارد . " )ساموئل جانسون (