شعری از هرمان هسه 
چه سنگین روزهایی ست
هیچ آتشی نیست که گرمم کند
هیچ خورشیدی نیست که بر من خنده زند
همه چیز تهی ست
همه چیز سرد است و بی ترحم
حتی همه آن ستارگان روشن و دوست داشتنی
بی هیچ تسلایی مرا می نگرند
از آن دم که در ژرفای قلبم دریافتم
عشق نیز می تواند بمیرد ...

نوشته شده توسط نیلوفر . م در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 16:8 |
لینک ثابت |